تبليغاتX
L&M
 بیاید به استقبالم...
سلام...

در این مدت طولانی باز هم نشد خوب فکر کنم...فرصت نبود...عجالتن در این فرصت کم به سهراب فکر کردم...فکر کردم هر چه باشد او عقلش از من بیشتر است!..وقتی می گوید زندگی رسم خوشایندی ست حتمن هست دیگر!..ما را چه به کل کل با سهراب سپهری!!!
گذشته از شوخی...دوستان به یادم آوردند که زندگی پرشی دارد اندازه ی عشق...هر چند نخواستند یا یادشان رفت وسعت بال و پر زندگی را گوشزد کنند...اما شاید زود است برای اندیشیدن به مرگ...می شود آسوده بود تا وقتی که مرگ نیست...اصلن قانونش این است!..
حالا که فکر می کنم می بینم درست است زیاد فرح بخش نبودم و زلفی را پریشان نکردم...ولی حداقلش این است که از زوایا و خفایای دلم خبر می آورم برایتان!..هر چند سکرت هستند ولی می توانند جالب باشند برای قوم فضولان!..(فضول معادل عربی واژه کنجکاو است!)
راستش دلم تنگ شد برایتان...فکر کردم بهتر است در همین نزدیکی ها...جایی که فقط گهگاهی هم را ببینیم مکانی اجاره کنم تا اینگونه احساس نکنم که در خانه شما مفتخوری می کنم!..
فکر کردم غربت در عالم مقایسه تجلی می کند...حال می فهمم فضای دور از شما غربت است نه جایی که شما باشید...هر کودنی می داند آدم در زادگاهش غریب نیست...آن که گوگوش می گوید:"تو شهرش غریبه با یه عالم آشناس" دیگر وضعیتش خیلی وخیم است!..
مخلص کلام...من برگشتم...نبودنم حدودن یک ماه شد...چه سست عنصر!!
----------
خدایی بچه ها خیلی تو برگشتنم تاثیر داشتن...چیه؟...می خوای اسم بیارم؟..باشه...فقط بعدن شاکی نشی که چرا اسم تو رو اول نذاشتمااا...فقط یه اسم در آن واحد می تونه اول باشه...امیدوارم درک کنی!!!

پاپتی / جوجوتیتی / ممد / مریم / شرور / حمومی / ترمه / شتر / سیاوش / من و اون / نوشین / چلچله / نسرین
----------
اینجا خیابونه چشاتو یه کم وا کن ... قانونشو شرح می دم باهاش یه کم تا کن
اینجا کفش آسفالته...با این حال که ناجا هست امکانش هست حق پایمال شه
چه لاتای بی خطری که تو زندونن...چون که هر کی هر چی زور گفت بر ضد بودن
تقصیر من چیه؟..اگه دفاعه کارم کلی حرف واسه زدن این دهن بذاره دارم
ببین ببین!!به من دستبند نزن!!!!
فرازهای از لایریکس ترانه قانون-آلبوم جنگل آسفالت-هیچکس
به حال و روز خودم شبیه بود واقعن...بگذریم...
----------
یا علی...

|+| نوشته شده توسط Melody در 2007/4/11 و ساعت 15:52