|
Born In Cyber Space...
سلام... یک سال پیش٬ وقتی که زمین همین جای مسیر نگهبانی اش از خورشید بود٬ سنگینی افکاری که ذهنم مدت ها آبستن شان بود و حجم احساسی که محبوس در دلم بود به حدی رسید که دیگر وجودم توان تحمل نداشت...فکر و حس به قلم رسید و وجود فارغ شد...حالا کودکِ فکر و حس را در محیطی می پرورم که به دور از آلایش است...صفحه ی مجازی مثل کاغذ نیست که خط خوردگی روی آن تا ابد ماندگار باشد...اینجا می شود جبران کرد بی آن که اثری از اشتباه بماند....و این خوب است! پ ن: وبلاگ من فقط یه سالشه...کادو هم نیاوردین خیالی نیس...نمی فهمه که! یاحق... Constraint...
سلام... در مقایسه ی وجود انسان و حیوان می گویند انسان عقل دارد و اختیار...اما این چه اختیاری ست که لذت دیگری آغازت می کند و اراده و حکمت یکی دیگر پایانت می دهد؟...پایانی که نمی دانی کی فرا می رسد!...شاید حالا و شاید.....(حقیقی بودن زمان حتی نمی گذارد حدس بزنیم...از میان شروع و پایان هر لحظه٬ می شود بی نهایت لحظه ی دیگر بیرون کشید)... این ها همه کشمکش های احزاب چپ و راست مغزم است...اما دلم آن گوشه نشسته و با خدا پچ پچ می کند: خداوندا! سپاسگزارم...و دوستت دارم... ---------- وقتی آویزونم...اون بالا... پ ن: خواهرم می گفت بذار اونقدر قد بکشی که یه نفر زیر سایه ت جا بشه...من بزرگ شدم بالاخره یا نه؟؟؟ یاحق... Sir!..Giveback My Princess To Me Plz...
سلام... می دانم چرا در روز مرد به این همه نامرد مثل من کادو می دهند و می گویند روزت مبارک!!..آخر ما کجایمان شبیه مرد است(می گویم مرد!..نمی گویم مردها...چون مرد یکتاست...مثل خدا)...فقط بلدیم سالروز آمدنش به هم کادو بدهیم و سالروز رفتنش گریه کنیم و افسوس بخوریم که چرا دیگر علی نداریم...ولی آیا به راستی می دانیم چرا علی را عاشقانه می پرستیم؟.. آیا فقط به خاطر واقعه ی خیبر و هلاکت عمروبن عبدود است که دوستش داریم؟...آری دیگر!!..اما دوست داشتن بدون شناخت به هیچ نمی ارزد...بدانیم که را دوست داریم...بدانیم ولی خدا کیست...اصلن مگر ما به درستی می دانیم خود خدا کیست؟!؟!! ---------- سلام آقا... با تقدیم احترام ---------- نمی دونم نیش باز من بین اون همه چشم گریون چی می خواست...آبجی بزرگه هم رفت پی زندگی ش...به سلامتی... ---------- یاحق... |
STATUS IN YAHOO! MESSANGER
|
