سِلام...
ئی پسته باید با لهجه آبودانی بوخونین :دی ...فِقط خواهشن مث ئی بازیگِرا نِشین که فک می کنن تِمام زبونای زنده ی دنیایه بلِدن صحبت کنن٬ آخِرشم تِر می زنن!
مو آبودانیُم...آبودان دنیا نِیومِدُمااااا...خو ئی جنگ لامصّب همه مونه در به در کرد...وِلی با مهر ثبت احوال آبودان رو عکس شناسنامه م حال می کُنُم...عشق می کُنُم که وقتی با تلفن حرف می زِنُم٬ یارو می فهمه عینک ری-بن رو چِشِمه!...لهجه مون تابلوئه خو!...اصن بی خیال ئی بحث شو...شما چی کار عشق و حال شخصی مو دارین؟؟...والا!!
حقیقِتش امشب یاد ئو زِمان افتادُم که بچه بودُم...شِب پنج مهر که می شد می رفتُم رو پشت بون آشپزخونه مون که آتیش بازی نگا کُنُم...چه حالی می داد ئی که حدس بزِنی فشفشه بعدی چه رنگیه...بعد که تِموم می شد آقامه صدا می کردُم که بیاد تو حیاط و مو بپرُم تو بِغِلش...حالا دیگه از ئی قرتی بازیا خِبِری نیس...البته فرقی هم نمی کنه دیگه...ئی قد بی ناموس نیستُم که با ئی ریش و پشم برُم رو پشت بون زاغ دختِرای مردمه بزنم! :دی...به هر حال ئی رسمش نیس ...مو به خرمشهر که ئی همه هواشه دارن حسودی نمی کنُم...خداوِکیلی خرمشهر مث کوکام می مونه!...ولی گناه ما اینه که مقاومت کردیم و اشغال نِشُدیم...وگرنه تا قیوم قیومت بِرامون فشفشه می زِدن!...مو کار نِدارم به فشفشه...کار ندارُم به ئو زمان که آبودان 28 تا سینما داشت و اصفاهان و شیراز و مشهد کمتِره 10 تا!...نمی گُم اوِلین شِبِکه ی فاضلاب ایران تو آبودان بوده...نمی خوام به روم بیارُم که یه زمانی فِقط تهران و آبودان خط واحد داشتن...اصن مهم نیس که سومین کالج نفت جِهان بعدِ منچستر و آمریکا تو آبودان بوده...اولین استودیوی تلوزیونی خاور میانه به دِرک...حرف مو اینه که حالا که ئی همه بِلا سِرِمون نازل شده لازم نیس سوراخامونه کسی ببینه!...سوارخ ترکِشه می گُمااااا:دی...خو صاف و صوفش کنین!...مِگه ما قبلِ جنگ حقّتونه خورده بودیم که حالا دلتون خنک شده از فلاکِتِمون؟...عینک ری-بنُم بره زیر تریلی اگه بد بگُم!..مو ئو زمان نِبودُم...ولی صدا جیغ خواهرام که هواپیما عراق بالا سِرشون بود تو گوشُمه!...
----------
ئی جوری شعر مُنه نِخون
كه اعصاب نِدارُم
مواگه بت بگُم
ئی رود خونهاي كه ميخِي بري ئو وِرش
پرش اُسّخون بچه آدِمايه كه تِهِ آب پلاكشون زنگ زِده..
ئو وخت ميشه ئی شعرِ تهرانی بوخونی؟
ازمجموعهي شعر «صادره از آبادان» كوروش كرم پور
یاحق...
|
+| نوشته شده توسط Melody در
2007/9/26 و ساعت 23:44