|
Ideas
سلام... گزیده آثار شریعتی را می خواندم...آنجا که همه ی عقایدش را لیست کرده است...فکر کردم ایده ی جالبی است...به درد هم می خورد...شب اول قبر به نکیر و منکر آدرس وبلاگم را می دهم :دی...البته شریعتی اصول دین را به اندازه من مبسوط نکرده...هدف او را نمی دانم ولی هدف من فقط معرفی خودم و عقایدم است... من٬ محمد٬ متولد بهمن ماه ۱۳۶۸ماهشهر٬ اهل آبادان٬ دانشجوی سال دوم کامپیوتر آبادان٬ در خانواده ای زندگی می کنم که از همه بی سواد ترم و این خوب است برای من...پدر و مادری که برای اکثر سوالاتم جواب داشته اند...سرمایه ی بزرگی هستند...در خانه ی آنها من به اصولی معتقد شدم هر چند هیچ وقت اجباری نبود...موارد زیر را از صمیم قلب قبول دارم: ۱- به وحدانیت خداوند ایمان دارم...مسیح را پسر خدا نمی دانم و نیز ثنویت را نمی پسندم...وحدت وجود را به عنوان عقیده ای که در آن همه چیز مظهر وجود خداست قبول دارم اما همه چیز را خدا نمی دانم...که علی اعلی (ع) فرمود:"خدا در درون است نه به یگانگی٬ در بیرون است نه به بیگانگی!"... ۲- معتقدم به نبوت محمدمصطفی(ص) به عنوان آخرین فرستاده ی خداوند...و یقین دارم که آنچه گفت به او وحی شده از جانب خداوند بوده... ۳- می دانم که روز حسابی خواهد بود و باید جوابگو باشم...فکر نمی کنم زندگی در آن جهان یکنواخت باشد و عقیده دارم خداوند قادر تر از آن است که در ذهن بگنجد و تا بینهایت انواع متدها را برای کیفر و پاداش ما اجرا می کند... ۴- به ولایت علی مرتضی(ع) بعد از پیامبر یقین دارم و معتقدم علی نفس رسول است و شایسته ترین فرد برای جانشینی او...منشاء این عقیده تشیع والدین م نیست بلکه دلایل محکمی یافته ام که ولایت حضرت علی(ع) را تأیید می کند...حاضرم دانستنی هایم را در این باره در اختیار هر کسی بگذارم و مباحثه کنم...(دوستان سنی مذهبی هم دارم و به آنها احترام می گذارم...فکر می کنم اعتقاد به سه اصل اول دین اسلام کافی باشد برای پایداری به اصول دوستی و رفاقت) ۵- به ولایت عصر یقین دارم و ولایت سلسله وار عصر را در انحصار اهل بیت رسول می دانم...شیعه دوازده امامی هستم و حضرت حجت(عج) را به عنوان تنها ولی عصر می دانم (ولایت فقیه کلن رد شد) و ایمان دارم به ظهور ایشان و تحقق سرانجام ِ هبوط انسان یعنی عدل جهانی...و نیز می توانم ثابت کنم که امام زمان(عج) فرزند امام حسن عسکری(ع) ست... ۶- تصوف را دوست دارم نه به عنوان یک یا چند فرقه...بلکه عرفان راه یافته به قلب را تصوف می نامم...آنجایی که صوفی فقط حق تعالی را می بیند...لزومی نمی بینم که پیرو فرقه هایی باشم که هر کدام خود را به حق و نائب امام زمان می دانند...عرفان هر کس مختص خود اوست...عرفان من هم... ۷- عشق را تنها محتوای قابل پیگیری زندگی بشر می دانم...انسان به این دنیا آمده تا عاشق شود...عشق به در و دیوار هم در نوع خود ستودنی ست... ۸- مکان خدای هر کس در دل اوست و بزرگی خدای هر کس به اندازه ی بزرگی دل اوست...بزرگترین خدای دنیا٬ خدای علی ست... ۹- به نداهای درونم ایمان دارم و به آنها گوش می دهم...نداهای درون٬ انعکاس نور خداست...نداهای شیطان٬ نداهای بیرون است!.. ۱۰- قلم...تنها راه اشتراک عقاید و گفتن حرفهایم...بعضی از اینهایی که می نویسم را اگر به کسی بگویم به عقلم شک می کند... اینها عقاید ده گانه ی زندگی من اند...سعی می کنم زندگی ام را بر پایه ی اینها بگذرانم...انسان گوشه گیری نیستم...از دوستانم بپرسید...به استادیوم می روم و گلوی خودم را پاره می کنم:دی...موسیقی با صدای بلند گوشه ای از زندگی من است...تی-شرتی دارم که هر وقت می پوشمش اضطراب بازداشت شدن ولم نمی کند...اصلن اینهایی که گفتم به تیپ من نمی خورد...اما این تضاد را دوست دارم...دلیلش را هم نمی دانم...البته این تضاد را شمایی که اینجا هستید نمی بینید...اما یک کمی وجدانم معذب بود... پ ن: تاثیری که از شریعتی گرفته ام را کتمان نمی کنم ولی اشتراک بعضی عقاید من و دکتر به معنی کپی برداری یا نشر مطالب به زبان دیگر نیست... |
STATUS IN YAHOO! MESSANGER
|

